تبليغاتX
همه چیز


















همه چیز

همه چیز داریم دیگه

بگو سنجاقکم هستی عزیزم

بهار از خاطراتت جون بگیره

ترانه یا غزل فرقی نداره

بزار ابری بشم، بارون بگیره!

    **************

با اینکه هنوز هم به تو میبازم

از چشم تو شعر تازه ای میسازم

یکروز تمام  قرضهایم به تو را

با یک غزل  قشنگ میپردازم

****************

چشمت شروع سبز خیابان دیگریست

بر من ببار   لطف تو باران دیگریست

از هرچه آب و آینه چشمت زلالتر

تصویر من درون تو انسان دیگریست

مردن برای آنچه تویی بی شمارش است

زیرا هنوز در تن من جان دیگریست

عشقت هزار توی غریبی شد و دلم

از هر دری که رد شده دالان دیگریست

در جوی چشمهای من ای سیب آرزو

عشقت هنوز قصه غلطان دیگریست

یلداترین حکایت خود را به من بگو

فردا شروع سبز زمستان دیگریست

این شعر را به حال و هوایت سروده ام

پایان شعر های تو پایان دیگریست

*****************

سلام

مدتی بود خیلی گرفتار بودیم

هم من و هم کامران گلم

اما بالاخره اومدم

اینبار با دست پر اومدم

با عاشقانه هایی که به یمن چشمای سیاهش عاشقتر شدن

اینبار میخوام وبلاگ کامران رو متفاوت به روز کنم

وبلاگ خودمو با شعری که طعم روزای دوریمونو میداد به روز کردم

شعری که تو هر بیتش نفس کشیدم

زندگی کردم

اشک ریختم

و

 عاشق تر شدم

...

امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرید

عاشقانه هاتون شاد و شادیاتون پر از عشق

.ص.


 

بی تو .... نه

حالم بد است و بی تو به فردا نمیرسم

موجم ولی به ساحل دریا نمیرسم

بغضی غریب .. مانده در این جسم خاکیم

بالم شکسته و به ثریا نمیرسم

یخ بسته ام عجیب در این شهر شیشه ای

همچون تولدی که به دنیا نمیرسم

سخت است بی تو از قفس دنیا پریدنم

خوابم ولی به روشنی رویا نمیرسم

بر میخورم میان دو دستی که خسته است

فالم ولی به رسم تماشا نمیرسم

ای کاش که دور نبودی بهار من

میمیرم و به آخر و اما ... نمیرسم

کارم شده پرسه زدن ، بغض ، انتظار

بی تو به شور زندگی آیا ؟؟؟؟ نمیرسم


تقدیمی من به تنها شور زندگیم

کامران مهربونم


و در آخر

( برای کسی که نمیدونم کیه و به قول خودش به من چه ؟؟؟

و ظاهرا دلش واسه آپای من و کامران تنگ شده بود !!!!

عزیزم .. فکر کنم با این پست جدید جوابتو گرفتی... )

+نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت0:27توسط <-kamran...s-> | |

منبع : وبلاگ وفادار2

1- خوب : زن شما حامله س!
بد: سه قلو حامله س!
زشت: شما پنج سال پيش عمل وازكتومي(نمي تونيد كسي رو باردار كنيد!) كرده بودين!

2- خوب: زن شما با شما حرف نمي زنه!
بد: اون طلاق ميخواد!
زشت: اون وكيله!

3- خوب: پسر شما بالاخره بالغ شده!
بد: اون با زن همسايه ارتباط داره!
زشت: شما هم همينطور!

4- خوب: پسر شما خيلي تو اطاقش درس ميخونه
بد: شما چند فيلم پ.و.ر.ن داخل اطاقش پيدا ميكنيد!
زشت: شما تو اون فيلما هستيد!


5-خوب: شما و شوهرتون توافق كرديد بچه ديگه اي در كار نباشه
بد: شما قرص هاي ضد بارداريتون رو پيدا نمي كنيد!
زشت: دختر 13 ساله شما اونا رو برداشته!

6-خوب:شوهرتون مد رو مي فهمه!
بد: اون لباس زنونه مي پوشه!!
زشت: اون بهتر از شما به نظر ميرسه!

7-خوب: شما سكس
رو براي بچه تون توضيح مي دين
بد: اون هي حرف شما رو قطع ميكنه
زشت: با اصلاح حرف شما
!

8-خوب: پستچي بالاخره زود اومده
(اشاره داره به يك ماجراي چند سال پيش در آمريكا، كه يك پستچي ديوانه شد و زد و چند نفر رو كشت)
بد: اون لباس نظامي تنشه و يه شاتگان دستشه!
زشت: شما به اون هيچي انعام نداديد!

9-خوب: پسرتون داره عاشق كسي ميشه!
بد: اون يه مرده!
زشت: اون بهترين دوست شماس!


10-خوب: دخترتون كار پيدا كرده
بد: اون يه روس+پيه!
زشت: همكاراتون بهترين طعمه هاش هستن!
خيلي زشت: اون بيشتر از شما پول در ميآره!


دكتر كردان در صندلي داغ

مجري: سلام آقاي دكتر ممنون از اينكه دعوت مارو پذيرفتيد
دكتر:ها؟
مجري:اگه ميشه خودتونو براي بينندگان برنامه معرفي كنيد
دكتر:من عوضعلي كردان هستم...تا 2-3 ماه پيش همه بهم ميگفتن دكتر ولي شما پژمان صدام كنين
مجري:آقاي دكتر ما از همه مهموناي برنامه اين سوال رو ميپرسيم، شما از چه رنگي خوشتون مياد؟
دكتر:من از رنگ راه راه خيلي خوشم مياد
مجري:راه راه رنگ نيست، يك رنگ رو انتخاب كنين
دكتر:خوب خال خالي چطوره؟
مجري:نه اينم رنگ نيست
دكتر:بذارين فكر كنم...آها! رنگ گلمنگولي
مجري:نه اينا رنگ نيستن...ميتونين بگين مثلا "قهوه اي"
دكتر:آره يادم اومد.."مثلا قهوه اي"از بچه گي به اين رنگ علاقه داشتم
مجري:چه نوع قهوه اي؟نوع تيره يا روشن؟
دكتر:هيچكدوم از نوع نوك ممه ايش بيشتر خوشم ميومد
مجري:آخرين كتابي كه خوندين چه كتابي بود و چند وقت پيش بود
دكتر:كتاب پنجم نهضت بود..از اونجاييكه من در يك خانواده دردكشيده و فقير و مذهبي و ولايي و انقلابي و از اينجور ك..و شعرها بزرگ شدم مجبور شدم درس رو ول كنم و كار كنم تا به چرخش چرخهاي صنعت...
مجري:پس شما چه جوري مدرك دكتراگرفتين
دكتر:خوب هميجور كه ميدونين مدرك دكترام تقلب... ببخشين افتخاريه و از طرف دانشگاه آكسفولت به خاطر شعور بالام به من داده شده اما چون مدرك سيكل و ليسانس و فوق ليسانسم رو جهشي خوندم ديگه احتياجي به مطالعه نداشتم.
مجري:اقاي دكتر طبق روال برنامه ما به مهمونامون يه سري اسم ميگيم و اونا اولين چيزي به ذهنشون ميرسه رو بيان ميكنن.بعنوان اولين كلمه:مادر؟
دكتر:قهوه
مجري:كتاب؟
دكتر:ها؟
مجري:صحت انتخابات؟
دكتر:بشاش توش
مجري:مدرك دكترا؟
دكتر:يه هفت هشتايي دارم
مجري:احمدي نژاد
دكتر:چوچكه!
مجري:يك سخن حكيمانه از شما؟
دكتر:يه شعري بود كه خودم در جواني شنيدم و اون شعر اين بود"هنگام شنا مثل يك دست و پا چلفتي بپا تو دهن كوسه نيفتي"..البته اين شعر مسير زندگيه منو خيلي تغيير داد
مجري:آقاي دكتر هميشه آخر برنامه مهمونها دفتر برنامه صندلي داغ رو امضا ميكنن، شما هم لطف كنين دفتر رو امضا كنين
دكتر:من الان آمادگيشو ندارم ميشه انگشت بزنم
مجري:در آخر حرفي براي بيندگان عزيز برناممون نداريد؟
دكتر:بينندگان عزيز برنامه؟مگه داره ضبط ميشه؟
مجري:بابا برنامه زنده اس! ما الان رو انتن هستيم
دكتر:روي كجا هستيم؟؟؟ آقا فيلم نگير داداش قطعش كن....

منبع : وبلاگ وحيد نامه


جوك و طنز براي يك لبخند كوتاه

كاپشن احمدي نژاد در سفر به آمريكا توسط  آنجليا جولي از پشت پاره شد !!!

بيا من بشم يوسف تو هم زليخا ٬ فقط جون مادرت اين دفعه يه كم تندتر بدو نذار فرار كنم !!!

پيره زنه از مكه مياد توي ساكش مشروب بوده!! ميگن: اين چيه؟!!! ميگه: ننه من كه پا نداشتم دور كعبه بچرخم!! يه پيك ميزدم: كعبه دور سرم مي چرخيد!!!

قابل توجه آقايان: با توجه به در نظر گرفتن قيمت جديد سكه ديه از مهريه ارزانتر است.. حالا تصميم با شماست

خشكه مقدس مي ره مسابقه قرآن ، نوبت اون كه مي شه براش سوره بني اسرائيل مي افته اونم از مسابقه انصراف مي ده!!!

از يه دختر مي‌پرسن: چرا شما به پسرا ميگين BF؟ ميگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است!

بن لادن تهديد كرده كه تا چند روز ديگه سه جا رو قطعا ميزنه: ريش، پشم و زير بغلشو

به يك عدد گردن كلفت جهت آويزان كردن بند كفش گره خورده ي ماليات بر ارزش افزوده نيازمنديم. شوراي ِ هماهنگي ِ اين ور و اون ور

روش دفع انگل: 3 روز فقط چايي و بيسكويت ميخوري،‌ روز 4 فقط چايي ميخوري در اين موقع كرم مياد بيرون و ميپرسه پس بيسكويت كو؟ ميگيريش

به ببم جان ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا

به يكي ميگن وقتي زنت خونه نيست چي كار ميكني؟استراحت.ميگن :وقتي هست چي ؟ ميگه استقامت

شعار اين هفته نماز جمعه: زليخا حيا كن يوزارسيف و رها كن

يه روز روباه بعد از تغييرات قضايي داشت فرار مي‏كرد و به سرعت مي‏دويد. شغال اونو ديد و گفت: كجا داري به اين سرعت فرار مي‏كني؟
گفت: تو هم فرار كن، دارن هر حيووني رو كه سه تا تخم داره مي‏گيرن و تخماشو مي‏كشن.
شغال گفت: مگه تو سه تا تخم داري؟
گفت: نه، ولي اونا اول تخما رو مي‏كشن، بعداً مي‏شمرن.

يه خانم به راننده تاكسي مي گه:
آقا، ببخشيد! كريمخان ميريد.
راننده تاكسي جواب مي ده:
اه، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!

طرف ميره پمپ بنزين باكشو پر مي كنه.
ميگه: آاقا چقدر شد.
مامورجايگاه ميگه: 450 تومان!
طرف ميگه آقا ببخشيد شاه اومده!
يارو ميگه خر گازوئيل زدي!!!

بچه از باباش ميپرسه اصفهان دورتره يا كره ماه؟ باباهه ميگه: آخه پسر تو از اينجا اصفهان رو ميبيني؟

يه آباداني به مغازه ميرود و ميگويد بلوز داري مغازه دارميگه نه ميگه شلوار داري ميگه نه آباداني باتعجب ميگه پس چرا روشيشه نوشته كا لباس داريم

يارو ميره حرم امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده... چهار پنج بار اين حرفو تكرار كرد غضنفر هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده... چندين بار تكرار كرد يارو عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار حواسش به ما باشه

از يه آباداني مي پرسند جمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله با دهاتهاي اطرافش ۶۰-۷۰ميليوني ميشه

غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزي تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم

رفيق غضنفر بابا ش مرده بوده هي بي تابي ميكرده .دوستاش بهش ميگن برو دلداريش بده.ميره پيشش ميگه: ناپلون رو كه ميشناسي؟ اينهمه جنگ و فتوحات كرد اخر مرد.انيشتنم كه ميشناسي؟ اينهمه كشف و اختراع كرد آخرش مرد.باباي تو كه هيچ گهي نبود تو اينقدر براش بي تابي ميكني

پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟
دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد
پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه

به خوش غيرت ميگن نظرت در مورد انرژي هسته اي چيه؟
ميگه : انرژي هسته اي مثل ناموس مي مونه كه استفاده صلح اميزش حق مسلم همه ي ماست

چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ ميگه دهقان فداكار

به غضنفر مي‌گن پسرت ركورد شكونده! غضنفر مي‌گه: غلط كرده، من كه پولشو نمي‌دم!!

غضنفر مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند: چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشين مي‌شستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست

اصفهانيه تو خواب مي بينه به يه فقيره 1000 تومان داده. بلند مي شه مي گه: عجب كابوسي بود!

اي كساني كه مخفيانه چت مي كنيد و لامپ آيدي خود را خاموش مي كنيد بدانيد كه روزي رسوا خواهيد شد .آيه ي 165 سوره ياهو

غضنفر تو جاده داشته رانندگي ميكرده، يهو ميبينه يه كاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره. رفيقشو صدا ميكنه ميگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين.

يه روز غضنفر ميره بانك تا چكش رو نقد كنه. بانكيه بهش ميگه چك سيباس؟ غضنفر جواب ميده نه! مال گردوهاي پارساله.

معلم از بچه مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق

ميگن توي اصفهان همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن!!!

اصفهانيه داشته رو خودش آب يخ مي ريخته!!!
ميگن: چرا اينجوري ميكني؟
ميگه: مي خوام سرما بخورم.
ميگن چرا؟ ميگه آخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره!!!

يه روز ملانصرالدين و دوستش  دوتا خر ميخرن.
دوست ملا ميگه: چه طوري بفهميم كدوم ماله منه كدوم ماله تو؟
ملا ميگه خوب من يه گوش خرم رو ميبرم اوني كه يه گوش داره مال من اوني هم كه دو گوش داره مال تو.!
فرداش ميبينن خر ملا گوش  اون يكي خره رو از سر حسادت خورده!!!
دوست ملا ميگه :حالا چيكار كنيم ملا ميگه: من جفت گوش خرمو ميبرم!!!
فرداش ميبينن بازم قضيه ديروزيه...
دوست ملا ميگه :حالا چيكار كنيم ملا ميگه: من دم خرمو ميبرم!
فرداش بازم قضيه ديروزي ميشه..
دوست ملا با عصبانيت ميگه: حالا چيكار كنيم ملانصرالدين هم ميگه:عيبي نداره خب حالا خر سفيده مال تو خر سياه مال من

دشمنان و بدخواهان داخلي حالا كارشون به جائي رسيده كه از دانشگاه استعمار پير انگلستان در مورد صحت و سقم مدرك وزير كشور استعلام مي كنند!!

توضيح: براي تاييد مدرك دانشگاه آكسفورد به دانشگاه برره سفلي مراجعه كنيد!

غضنفر كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد ميزده: كمك، من شنا بلد نيستم! بنده خدا ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟

معلم: بگو ببينم، اصفهان چند پل بزرگ تاريخي دارد؟ دانش آموز: ۳۵ تا. معلم: عجب! بشمر ببينم. دانش آموز: پل خواجو، پل فلزي و سي وسه پل

به بنده خدا يه ماشين مدل انگليسي ميدن (از اونايي كه فرمونش سمت راسته) بعد از يه مدت ازش مي‌پرسن: چطوره؟ بنده خدا ميگه: والا بد نيست فقط نميدونم چرا هر وقت تف مي‌كنم، مي‌افته روي خانومم!؟

دقت كرديد كه همه چيزهاي خوب خانم هستند: خورشيد خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم!
اما همه چيزهاي بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!!

به غضنفر مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟
ميگه : كام هير.
ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟
ميگه: ميرم اونجا ميگم كام هير. . . !!!!

اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در واستادن! ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده!!! باباش ميگه فلان فلان شده  چرا ريش تراشو با خودت برده بودي!!!

+نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت0:15توسط <-kamran...s-> | |

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو .
صدای موسيقی فضای کوچيک کافی شاپ رو پر کرد .
روحش با صدای آروم و دلنواز موسيقی , موسيقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .
مثه يه آدم عاشق , يه ديوونه , همه وجودش توی نت های موسيقی خلاصه می شد .
هيچ کس اونو نمی ديد .
همه , همه آدمايي که می اومدن و می رفتن
همه آدمايي که جفت جفت دور ميز ميشستن و با هم راز و نياز می کردن فقط براشون شنيدن يه موسيقی مهم بود .
از سکوت خوششون نميومد .
اونم می زد .
غمناک می زد , شاد می زد , واسه دلش می زد , واسه دلشون می زد .
چشمش بسته بود و می زد .
صدای موسيقی براش مثه يه دريا بود .
بدون انتها , وسيع و آروم .
يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقی کرد .
يه دختر با يه مانتوی سفيد که درست روبروش کنار ميز نشسته بود .
تنها نبود ... با يه پسر با موهای بلند و قد کشيده .
چشمای دختر عجيب تکونش داد ... یه لحظه نت موسيقی از دستش پريد و يادش رفت چی داره می زنه .
چشماشو از نگاه دختر دزديد و کشيد روی دکمه های پيانو .
احساس کرد همه چيش به هم ريخته .
دختر داشت می خنديد و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می زد .
سعی کرد به خودش مسلط باشه .
يه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن .
نمی تونست چشاشو ببنده .
هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می کرد .
سعی کرد قشنگ ترين اجراشو داشته باشه ... فقط برای اون .
دختر غرق صحبت بود و مدام می خنديد .
و اون داشت قشنگ ترين آهنگی رو که ياد داشت برای اون می زد .
يه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه ولی نتونست .
چشاشو که باز کرد دختر نبود .
يه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد .
ولی اثری از دختر نبود .
نشست , غمگين ترين آهنگی رو که ياد داشت کشيد روی دکمه های پيانو .
چشماشو بست و سعی کرد همه چيزو فراموش کنه .
....
شب بعد همون ساعت
وقتی که داشت جای خالی دختر رو نگاه می کرد دوباره اونو ديد .
با همون مانتوی سفيد
با همون پسر .
هردوشون نشستن پشت همون ميز و مثل شب قبل با هم گفتن و خنديدن .
و اون برای دختر قشنگ ترين آهنگشو ,
مثل شب قبل با تموم وجود زد .
احساس می کرد چقدر موسيقی با وجود اون دختر براش لذت بخشه .
چقدر آرامش بخشه .
اون هيچ چی نمی خواست .. فقط دوس داشت برای گوشای اون دختر انگشتای کشيده شو روی پيانو بکشه .
ديگه نمی تونست چشماشو ببنده .
به دختر نگاه می کرد و با تموم احساسش فضای کافی شاپ رو با صدای موسيقی پر می کرد .
شب های متوالی همين طور گذشت .
هر روز سعی می کرد يه ملودی تازه ياد بگيره و شب اونو برای اون بزنه .
ولی دختر هيچ وقت حتی بهش نگاه هم نمی کرد .
ولی اين براش مهم نبود .
از شادی دختر لذت می برد .
و بدترين شباش شبای نيومدن اون بود .
اصلا شوقی برای زدن نداشت و فقط بدون انگيزه انگشتاشو روی دکمه ها فشار می داد و توی خودش فرو می رفت .
سه شب بود که اون نيومده بود .
سه شب تلخ و سرد .
و شب چهارم که دختر با همون پسراومد ... احساس کرد دوباره زنده شده .
دوباره نت های موسيقی از دلش به نوک انگشتاش پر می کشيد و صدای موسيقی با قطره های اشکش مخلوط می شد .
اونشب دختر غمگين بود .
پسربا صدای بلند حرف می زد و دختر آروم اشک می ريخت .
سعی کرد يه موسيقی آروم بزنه ... دل توی دلش نبود .
دوست داشت از جاش بلند شه و با انگشتاش اشکای دخترو از صورتش پاک کنه .
ولی تموم اين نيازشو توی موسيقی که می زد خلاصه می کرد .
نمی تونست گريه دختر رو ببينه .
چشماشو بست و غمگين ترين آهنگشو
به خاطر اشک های دختر نواخت .
...
همه چيشو از دست داده بود .
زندگيش و فکرش و ذکرش تو چشمای دختری که نمی شناخت خلاصه شده بود .
يه جور بغض بسته سخت
يه نوع احساسی که نمی شناخت
يه حس زير پوستی داغ
تنشو می سوزوند .
قرار نبود که عاشق بشه ...
عاشق کسی که نمی شناخت .
ولی شده بود ... بدجورم شده بود .
احساس گناه می کرد .
ولی چاره ای هم نداشت ... هر شب مثل شب قبل مثل شب اول ... فقط برای اون می زد .
...
يک ماه ازش بی خبر بود .
يک ماه که براش يک سال گذشت .
هيچ چی بدون اون براش معنی نداشت .
چشماش روی همون ميز و صندلی هميشه خالی دنبال نگاه دختر می گشت .
و صدای موسيقی بدون اون براش عذاب آور بود .
ضعيف شده بود ... با پوست صورت کشيده و چشمای گود افتاده ...
آرزوش فقط يه بار ديگه
ديدن اون دختر بود .
يه بار نه ... برای هميشه .
اون شب ... بعد از يه ماه ... وقتی که داشت بازم با چشمای بسته و نمناکش با انگشتاش به پيانو جون می داد دختر
با همون پسراز در اومد تو .
نتونست ازجاش بلند نشه .
بلند شد و لبخندی از عمق دلش نشست روی لباش .
بغضش داشت می شکست و تموم سعيشو می کرد که خودشو نگه داره .
دلش می خواست داد بزنه ... تو کجايي آخه .
دوباره نشست و سعی کرد توی سلولای به ريخته مغزش نت های شاد و پر انرژی رو جمع کنه و فقط برای ورود اون
و برای خود اون بزنه .
و شروع کرد .
دختر و پسرهمون جای هميشگی نشستن .
و دختر مثل هميشه حتی يه نگاه خشک و خالی هم بهش نکرد .
نگاهش از روی صورت دختر لغزيد روی انگشتای اون و درخشش يک حلقه زرد چشمشو زد .
يه لحظه انگشتاش بی حرکت موند و دلش از توی سينه اش لغزيد پايين .
چند لحظه سکوت توجه همه رو به اون جلب کرد و خودشو زير نگاه سنگين آدمای دور و برش حس کرد .
سعی کرد دوباره تمرکز کنه و دوباره انگشتاشو به حرکت انداخت .
سرشو که آورد بالا نگاهش با نگاه دختر تلاقی کرد .
- ببخشيد اگه ميشه يه آهنگ شاد بزنيد ... به خاطر ازدواج من و سامان .... امکان داره ؟
صداش در نمي اومد .
آب دهنشو قورت داد و تموم انرژيشو مصرف کرد تا بگه :
- حتما ..
يه نفس عميق کشيد و شاد ترين آهنگی رو که ياد داشت با تموم وجودش
فقط برای اون
مثل هميشه
فقط برای اون زد
اما هيچکس اونشب از لا به لای اون موسيقی شاد
نتونست اشک های گرم اونو که از زير پلک هاش دونه دونه می چکيد ببينه
پلک هايي که با خودش عهد بست برای هميشه بسته نگهشون داره
دختر می خنديد
پسر می خنديد
و يک نفر که هيچکس اونو نمی ديد
آروم و بی صدا
پشت نت های شاد موسيقی
بغض شکسته شو توی سينه رها می کرد

BAHAR20.SUB.iR

شاد باشید

+نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت16:21توسط <-kamran...s-> | |

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                     

                                                به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق                                                                    

                                               تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت                                                                  

                                                بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس                                                                

                                                       تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم                                                                    

                                                    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                 

                                              به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو  به صد تا دریا نمی دم                                                                 

                                                     یه لحظه با تو بودنو  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم                                                                      

                                                   قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم


تویی که همه دنیای منی ......... تولدت مبارک

واسه دل مهربونت بهترینها رو آرزو دارم

و واسه نگاه دریاییت همه ی قشنگیای دنیا رو

دوست دارم گل بهارم ...

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت15:9توسط <-kamran...s-> | |

غضنفر از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا

طرف ميره خواستگاري ازش ميپرسن چه كاره اي ؟ روش نميشه بگه قصاب ميگه : لوازم يدكي گوسفند دارم.

عجب رسميه رسم زمونه / پيامك شده كار شبونه / ميرن مسيجا / از اونا فقط / هزينه‌هاشون بجا ميمونه.

جملات رمانتيك ويژه پيچوندن

فحش دادن هاي مدل شهري:

اصفهانيه بيدار مي شه مي بينه زنش مرده.‏ به دخترش مي گه:‏ اختر!‏ ننت مُردس.‏ صبحونه واسه دو نفر درست كن

غضنفر ميره پيك نيك زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه.غضنفر ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از كلي جر و بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.غضنفر به زنش ميگه اگه زير درخت بوديم الان مرده بوديم

غضنفر ميره جبهه فرداش برميگرده ؛ ميگن : پس چرا برگشتي ؟

ميگه : ولشون كن بابا پدرسوخته ها به قصد كشت تفنگ بازي مي كردند.

آيا فكر مي كنيد بي عرضه هستيد ؟

فكر مي كنيد به درد هيچ كاري نمي خوريد ؟

فكر مي كنيد بي مصرف هستيد؟

.

.

.

به خدا درست فكر مي كنيد.

عاموضش علفباي فارصي سد در سد طزميني ؟ با ما تماس بگيريد ! طمام كلاص حا به ثورط خسوثي مي باشد.

يه ضرب المثل چيني ميگه حرفاي دخترا رو باور نكن

اگر يه اصفهاني بهت يه دونه پيامك داد بدون به يادته

غضنفر ميره آزمايشگاه داد ميزنه ميگه چرا جواب خون شهدا رو نميدين؟

يه قورباغه با يه اردك ازدواج ميكنه ... اگه گفتي بچشون چي ميشه ؟ ... بچه دار نميشن ... ترو خدا براشون دعا كن ... داره زندگيشون از هم ميپاشه !!

اگه ديدي يه سوسك پشت و رو افتاده و داره دست وپا ميزنه فكر نكن زدنش داره به قيافيه ي تو ميخنده

چگونه جاي مناسب براي كارمند جديد را تشخيص دهيم:

۱- ۴۰۰ آجر را در اتاقي بسته بگذار
۲- كارمندان جديد را در اتاقي بگذار و در را ببند
۳- آنها را ترك كن و بعد از ۶ ساعت برگزد

سپس موقعيتها را تجزيه تحليل كن:

>

>

>

>

>

>

>

>

الف: اگر آنها آجرها را دارند مي شمذند آنها را بخش حسابداري بگذار
ب: اگر آنها از نو يعني براي بار دوم دارند آنها را مي شمرند، آنها را در بخش مميزي بگذار
ج: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته كرده اند و به قولي گند زده اند، آنها را در بخش مهندسي
د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده اي مرتب كرده اند آنها را در بخش برنامه ريزي بگذار
ه: اگر آنها آجرها را به يكديگر پرتاب مي كنند آنها را در بخش اداري بگذار
و: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار
ز: اگر آنها آجرها را تكه تكه كرده اند آنها را در قسمت فناوري اطلاعات بگذار
ح: اگر آنها بيكار نشسته اند آنها را در قسمت نيروي انساني بگذار
ط: اگر آنها سعي مي كنند آجرها تركيبهاي مختلفي داشته باشند و مدام جستجوي بيشتري مي كتتد و هنوز يك آچر هم تكان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دسمزد بگذار
ي: اگر آنها اتاق را ترك كرده اند آنها را در قسمت بازاريابي بگذار
ك: اگر آنها به بيرون پنجره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ريزي استراتژيك بگذار
ل: اگر آنها با يكديگر در حال حرف زدن هستند، بدون هيچ نشانه اي از تكان خوردن آجر ها، به آنها تبريك بگو و آنها را در قسمت مديريت ارشد قرار بده.

از خدا پول خواستم بانك داد . درخت خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد . حالا ميترسم تو رو بخوام يه گله گوسفند بده

قطعه اي از شاهكار ادبي غضنفر : شب بود و خورشيد به روشني مي درخشيد پيرمردي جوان يكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خيابان قدم زنان ايستاده بود

خر بالدار تا حالا ديدي ؟ صد در صد نه . پس خيال پرواز رو از سرت بيرون كن.

جشنواره فيلمهاي ايرانسل:

          ۱- من ترانه ديگه شارژ ندارم

          ۲- در جستجوي آنتن

          ۳- چند ميگيري اس ام اس ندي

          ۴- شبا آنتن نميده آيدا

به غضنفر مي گن: بابات به رحمت ايزدي پيوست.
ميگه رحمت ايزدي ديگه كيه؟
مي گن نه منظورمون اينه كه به ديار باقي شتافت.
ميگه ديار باقي ديگه كجاست؟
مي گن يعني دار فاني را وداع گفت.
ميگه دار فاني ديگه چجور داريه؟
مي گن يعني رخت از اين دنيا بر بست.
ميگه منظورتون رو نمي فهمم.
مي گن الاغ! باباي خرت مرد
ميگه: خر من كه بابا نداشت!

مشترك گرامي! موجودي شما رو به پايان نيست، ولي خفه مون كردي! چقدر اس ام اس بازي مي كني؟ چه غلطي كرديم تو رو وارد طرح قرمز كرديم

غضنفر ميره ماشينشو بيمه كنه، آقاهه بهش ميگه ايشااله هيچوقت از بيمه‌تون استفاده نكنيد، غضنفر هم ميگه ايشااله تو هم از اين پوله خير نبيني

غضنفر رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل

تو قزوين يكي رو برق ميگيره همه ميميرن

عيد
 

از غضنفر مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي كنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم….. پياده خيلي راهه

يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يكيشون هم ميگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!

ازغضنفر مي پرسن چه جوري بستني كيم مي خوري؟ مي گه مي ذارمش لاي نون، سيخشو مي كشم بيرون!

ازغضنفر مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق!

دو تا دروغگو داشتن از كنار يك كوه رد مي شدن يكي به ديگري گفت: اون مورچه را مي بيني كه بالاي اون كوهه؟ اون يكي هم گفت: كدوم يكي را مي گي؟ اون يكي را گه چشمش بازه يا اون يكي كه چشاش بسته است؟

غضنفر مي ره عيادت يكي از دوستانش، وقتي مي خواد بره به اقوام دوستش كه اونجا بودن، ميگه: اين دفعه مثل دفعه قبل نكنيد، كه مريضتون مُرد و منو خبر نكرديدها!

اولي: دكتر به من گفته موقع كاركردن سيگار نكشم. دومي: خوب پس حالا ديگه سيگار نمي كشي. اولي: نه حالا ديگه كار نميكنم !!!!!

لره توي جزيره آدمخوارها گير ميفته ميگه خدايا الان چطور ثابت كنم آدم نيستم

زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند

چند دقيقه بعد از مراسم خواستگاري .مادر داماد ببخشيد ميشه واسه پسرم زيرسيگا ري بيارين؟خوانواده ي عروس:مگه سيگار هم ميكشه .نه آخه ميدونيد بعد از مشروب ميچسبه . چي مشروب؟آره آخه پسرم توي قمار باخته ناراحته .چي قمار ؟آره بلد نبود توي زندان ياد گرفت . چي مگي زندان هم رفته؟ آره آخه معتاد بود… چي معتاد؟ آره زن قبليش لوش داد

چندين ساله كه دوستت دارم و دوستت داشتم.ولي هر وقت خواستم به لبات نزديك بشم،منو با نفرت زمين زدي………………… امضا:آب دماغ

مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز

اگر دو دونه داد بدون خاطرت رو خيلي مي خواد

اگر سه دونه داد بدون كه موبايل مال خودش نيست.

.

.

حرفاي پسرا رو اصلا گوش نكن!

- فكر كردي فقط خودت خري

- خودت گير عجب آدماي خري افتادي

- از جلو چشمام خفه شو

- صداتو واسه من داد نزن

- كسي با تو زر نزد

- وقتي با من صحبت ميكني دهنتو ببند.

- آرزوي من خوشبختي توست با من باشي يا نباشي فرقي نميكنه

- خودم هم نميدونم چيكار ميخوام بكنم نميخوام تو به آتيش من بسوزي

- تو هم خوشگلي هم باهوشي هم زرنگي آدمهاي بهتر از من گيرت مياد

- ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميكنه هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم

- تاكيد مداوم برروي بر خي جملات دكتر شريعتي : اگر عشق دوام يابد به ابتذال ميكشد.


آیا می دانید هاله شما چه رنگی است؟

در صورتيكه تاريخ تولد شما در:
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد…

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق…….و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد.
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد.
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است. شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد.

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد.

طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد!!!

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد.

قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد.

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه از قلبتان.

سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق هستيد….

 

:

 

+نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت20:11توسط <-kamran...s-> | |

 

نمیدونم دو تا آدم تا چه حد میتونن شبیه هم باشن

ژاما شباهت کامران من با سلمان خان خیلی خیلی زیاده

بخصوص لبخنداشون

اینروزا که کامران نیست فقط با نگاه کردن به عکسای خودشو سلمان خان آروم میگیرم

این یکی خود خود کامران منه

و این آخری همون خنده ایه که منو گرفتار خودش کرد

میدونم قشنگترین خنده ی دنیا رو داره

دلم واسش یک ذره شده

واسمون دعا کنید زیاد ...

پیشی کامران ...

انسانها کنار هم عاشقند دور از هم عاشقتر ........

اینم تقدیم به ضریح بی همتای چشمان سیاهش:

شب تسلی بخش اندوه نگاهم بود و رفت

                 چلچراغی در دل شام سیاهم بود و رفت

کاروانی از غزل را پیش رویم می نهاد

                 او تمام هستی من ـ تکیه گاهم بود و رفت

باز در کار دلم وا مانده ام بی یاد عشق

                 او همیشه چاره ساز اشتباهم بود و رفت

رفت و دیدم پشت پایش آتشی بر دل نهاد

                 او به وقت بی کسی تنها پناهم بود و رفت

مانده ام با یک سکوت تلخ در راه جنون

                حاصل تشویش سال و سهم ماهم بود و رفت

حال دیگر او که اشعار مرا می خواند نیست

                 آشنای مهربان پایان راهم بود و رفت

(وبلاگ http://sanfuni.blogfa.com/ سالهای من بی تو )

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت2:3توسط <-kamran...s-> | |

شباهت ازدواج كردن و سربازي رفتن

آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذكور جامعه ... 
 
آيا تا كنون با خود انديشيده ايد كه به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟ 
 
چرا از قديم و نديم گفته اند كه تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟! 
 
چرا اكثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!
 
چرا ۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري كه هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
 
و چرا اكثر پسرهايي كه قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشكلاتي مواجه مي شوند؟!
 
هدف از طرح اين سوالات ، آماده كردن ذهن شما خوانندگان محترم
جهت پي بردن به عمق فاجعه ميباشد !
 
پاسخ تمام سوالات فوق در يك جمله خلاصه مي شود و آن اين است كه ( خدمت سربازي يك دوران
آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انكار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است كه از ديرباز ، در اكثر كشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذكور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي
مشترك را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نكنند !

 و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :

۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي كچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، كچلت خواهند كرد ! البته اين كچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترك توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، كندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند كه اين كچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون كل پا مي شيم !


۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان


۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نكته اشاره كرد كه اكثر سربازي رفته ها و اكثر مردان متاهل متفق

القول هستند كه در اين ايام ، هر روز به اندازه يكسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حكم ساعت را پيدامي كنند كه به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !
 

۶- و در نهايت اينكه چند ماه پس از آنكه كارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت كرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد كه : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )زيرا آن موقع است كه تازه دوزاريتان جا مي افتد كه با اين كارت و قباله نه كاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر كه شما را به بهانه آنها در اين راه وارد كرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد كه تنها مورد استفاده اي كه براي شما خواهند داشت اين است كه مي توانيد از آنها براي امانت دادن به كلوپ جهت كرايه فيلم استفاده نماييد !!!

و يا منزل مسكوني مشترك ( خانه بخت ) ، هر مردي يك فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود كه اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خودرا بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي كشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
 
۳- شباهت سوم در اين نكته اقتصادي خلاصه مي شود كه چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي كه در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست كه كفاف بر طرف كردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز كردن و يا خرج كردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم كه جان بكنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد كرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت
بهتر ، در هر دو جا يكي بايد كار كنه تا اون يكي حال كنه !
 
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو كردن است ! بدين
معنا كه هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است كه قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي كند كه اي كاش هنوز هم در كنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد كرد كه چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا كه در پادگان و خانه مشترك ديگر كسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، كسي نازش را نمي كشد و ... و فقط خود اوست كه مسئول انجام تمام كارهاي شخصي اش و نيز كارهاي چند نفر ديگر مي باشد !


اس ام اس هاي سركاري

هميشه يادت باشه فقط يكي هست كه به خاطر تو نفس ميكشه...


اونم دماغته!

--------------------------------------------------------------------------------

زبوني كه به كسي نگه دوست دارم به درد ليسيدن بستني قيفي ميخوره.
پس  د  و  س  ت  ولش كن، بستنيش خوشمزه تره

--------------------------------------------------------------------------------

بالاخره پنج راه براي آدم شدن كشف شد
......
......
......
......
......
......
......
زياد كنجكاو نشو تو يكي آدم بشو نيستي

--------------------------------------------------------------------------------

لقمان حكيم هر وقت دلش مي گرفت با خرش درد دل مي كرد. من هم الان دلم گرفته. كجايي؟

--------------------------------------------------------------------------------

اگه عاشقي به توصيه هاي زير گوش بده:
.
.
.
.
اي ناقلا حالا طرف كي هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------

گوني گوني دوستت دارم ولي قربونت گوني هاشو پس بده مال مردمه

--------------------------------------------------------------------------------

دعاي شبهاي يك كودك: خدايا ميدوني با اين كه آب كم خوردم باز جيش كردم پس كمكم كن صبح كتك نخورم آمين.. خوب حالا كه دعاتو كردي برو لالا كن

--------------------------------------------------------------------------------

ميدوني فرق تو با فندق چيه؟ فندق يه مغز كوچولو داره ولي تو اونم نداري!

--------------------------------------------------------------------------------

آرامش در زندگي بهترين چيزه.. بيا به زندگي فكر كنيم، به عشق،‌به زيبايي، به بهشت، به جهنم،‌ به درك، به تو چه،‌ به من چه، من اعصاب ندارما!

--------------------------------------------------------------------------------

قهوه سه خاصيت داره:


خوش رنگه مثل چشمات.
رقيقه مثل قلبت.
تلخه مثل ريختت!

--------------------------------------------------------------------------------


اگه يه روز چشمات پر از اشك شد و نياز به شونه ي كسي داشتي ، اصلا رو من حساب نكن! چون شونه مثل مسواك يه وسيله شخصيه

--------------------------------------------------------------------------------

ميگن وقتي يه خوشگل به آسمون نگاه ميكنه ستاره ها چشمك ميزنن و حال ميكنن
يه وقت به آسمون نگاه نكني گند بزني به حالشون

--------------------------------------------------------------------------------

مي دوني چقدر دوستت دارم؟ به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تموم ستاره هاي آسمون ضرب در صفر

--------------------------------------------------------------------------------

اگه مي خواي دوستت داشته باشم خط زير رو بخون
ديدي كمبود محبت داري

--------------------------------------------------------------------------------

شاعر مي گه:


.


.


.


خيلي برات مهمه؟ اگه سر درست هم همين قدر سمج بودي، الان دكتر مهندس شده بودي

--------------------------------------------------------------------------------

همين الان از آسمون زنگ زدن گفتن قشنگ ترين فرشته شون گم شده... ... يه وقت منو لو ندي

--------------------------------------------------------------------------------

اگه خسته اي: به من تكيه كن اگه تنهايي: بيا پيشم اگه بي پناهي: پناهتم اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد

--------------------------------------------------------------------------------

o


\|/


  /


عمراً اگه لنگم و پيدا كني!

--------------------------------------------------------------------------------

اون چيه كه از گل بهتره؟ از حوري قشنگ تره؟ از دنيا با ارزش تره؟ از فرشته پاك تره؟ . . .
 واقعا كه!!! تو هنوز منو نشناختي؟؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------

اگه يه روز بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و به خونتون نرسي ...
اونوقت ميفهمي كلاغ قصه ها چي ميكشه!


--------------------------------------------------------------------------------


مهم نيست كه دلت دريا باشه يا بركه، مهم اينكه كه نذاري كسي توش جيش كنه

--------------------------------------------------------------------------------

به همسرت نيكي كن . اگر همسر نداري به دوست دخترت نيكي كن . اگر دوست دختر نداري يكي پيدا كن . اگر پيدا نكردي تلاش كن . اگر تلاشت نتيجه نداد خاك بر سرت كنن بي عرضه بي خاصيت

--------------------------------------------------------------------------------

 برو بالا
.
بالا تر
.
تو هنوز فرق بالا و پايين رو نمي دوني ؟؟ تمرين كن فردا چپ و راست رو مي پرسم

--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد.. (سازمان بازيافت زباله)

--------------------------------------------------------------------------------

امروز سالروز تولد پت و مته ! تو هم مثل من اين روز رو به خنگ ترين كسي كه ميشناسي تبريك بگو!!
جنبه داشته باش واسه خودم نفرست

--------------------------------------------------------------------------------

تو را به اندازه ساعتهايي كه به عكست نگاه ميكنم دوست دارم


از طرف عاشق دل خسته ات، كور مادرزاد

--------------------------------------------------------------------------------

من سر راه تو دامي از عشق پهن كردم ولي تو به سرعت از كنار آن رد شدي و گفتي ميگ ميگ.. .  .

--------------------------------------------------------------------------------

يه قورباغه با يه اردك ازدواج ميكنه ... اگه گفتي بچشون چي ميشه ؟ ... بچه دار نميشن ... تو رو خدا براشون دعا كن و اين اس ام اس رو واسه 10 نفر بفرست تا امشب يه خبر خوب بهت برسه .. لطفاً كوتاهي نكن. يه نفر نفرستاد بچش قورباغه شد!!

--------------------------------------------------------------------------------

 مي دوني چرا من هيچوقت صدقه نمي دم؟؟؟
 چون نمي خوام تو از من دور بشي.. آخه ميگن صدقه بلا رو از آدم دور مي كنه

--------------------------------------------------------------------------------

يك گل خوشگل پشت ويترين گل فروشي ديدم!!! خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم :اون گل چند؟ گفت:اون گل نيس! آينه ست

--------------------------------------------------------------------------------


برداشتن قدم‌هاي بزرگ در زندگي، پاره شدن خشتك را در پي دارد

--------------------------------------------------------------------------------

يك مورچه و يك زرافه باهم ازدواج مي كنند شب عروسي مورچه گم مي شه بعد از يك هفته پيداش مي شه بعد زرافه بهش مي گه اين همه مدت كجا بودي مورچه مي گه :تو راه بودم كه بيام بوست كنم

--------------------------------------------------------------------------------

اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره, مثل سوسك ازت بالا بره, مثل انگل تو وجودت باشه, مثل عقرب نيشت بزنه و مثل آف هميشه واست بياد

--------------------------------------------------------------------------------

الهي دورت بگردم!!! ولي با كدوم بنزيـن؟

--------------------------------------------------------------------------------

ديروز روز جهاني آوارگان بود, توقع داشتم يه تبريك خشك و خالي به ما ميگفتي كه يه عمريه آوارتيم

--------------------------------------------------------------------------------

وقتي كسي ناراحتت مي‌كنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه تا اخم كني، اما فقط 4 تا ماهيچه لازمه تا دستت رو دراز كني و بزني پس كله‌اش

--------------------------------------------------------------------------------

صبح كيفم را زدند، بدبخت شدم، توش همه زندگيم بود، شناسنامه، پاسپورت، كارت ملي، 2.5 ميليون پول، 14 تا سكه تمام بهار آزادي، يه شاخه نبات، يك دست آينه و شمعدان . . . . . بنده وكيلم؟

--------------------------------------------------------------------------------

سوال تيزهوشان: 13 آبان چه روزيست؟ 1) 17 مرداد 2)22 بهمن 57 3)آبان روز 13 ندارد. 4)روز 13 به در 5) هر دو تا 6)هر سه تا 7)هر 5 تا 8)پنج پنج تا 9)چرا پنج تا؟ 10) پس چند تا؟ 11)هر كي مي گه 13 نيست، 17،18،19،20

--------------------------------------------------------------------------------

شبا همش به چت خونه ميرم من ..... سراغ آف و آف خوندن ميرم من ..... تو اين چت خونه ها خسته دردم ..... به دنبال پس ايديم ميگردم ..... پسم گم شده پيداش ميكنم من ..... اگه كارتوه واي به حالت ..... رسوات ميكنم من

--------------------------------------------------------------------------------

يه روز يه دختر دعا مي كنه خدايا : من چيزي براي خودم نمي خوام فقط يه داماد خوب و خوشگل نصيب مادرم كن

--------------------------------------------------------------------------------


آخرين كلمات يك الكتريسين: خوب حالا روشنش كن...
آخرين كلمات يك انسان عصر حجر: فكر ميكني توي اين غار چيه؟
آخرين كلمات يك بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهي ميره...
آخرين كلمات يك بيمار: مطمئنيد كه اين آمپول بيخطره؟
آخرين كلمات يك پزشك : راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين كلمات يك پليس: شيش بار شليك كرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين كلمات يك پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين كلمات يك جلاد: اي بابا، باز تيغهء گيوتين گير كرد...
آخرين كلمات يك جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمي نيست...
آخرين كلمات يك چترباز: پس چترم كو؟
آخرين كلمات يك خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين كلمات يك خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين كلمات يك خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميكنه!
آخرين كلمات يك داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين كلمات يك دربان: مگه از روي نعش من رد بشي...
آخرين كلمات يك دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين كلمات يك ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين كلمات يك سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين كلمات يك شكارچي: مامانت كجاست كوچولو؟.
آخرين كلمات يك غواص: نه اين طرفها كوسه وجود نداره...
آخرين كلمات يك فضانورد: براي يك ربع ديگه هوا دارم...
آخرين كلمات يك قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين كلمات يك قهرمان: كمك نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين كلمات يك قهرمان اتوموبيلراني : پس مكانيكه ميدونه كه با ...
آخرين كلمات يك كارآگاه خصوصي: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين كلمات يك كامپيوتر: هاردديسك پاك شده است...
آخرين كلمات يك كوهنورد: سر طناب رو محكم بگيري ها...
آخرين كلمات يك گروگان: من كه ميدونم تو عرضهء شليك كردن نداري...
آخرين كلمات يك گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين كلمات يك مادر: بالأخره سي‌دي‌هات رو مرتب كردم...
آخرين كلمات يك متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش كاملاً بيخطره...
آخرين كلمات يك متخصص خنثي كردن بمب : اين سيم آخري رو كه قطع كنم تمومه...
آخرين كلمات يك متخصص كامپيوتر: معلومه كه ازش بك‌آپ گرفتم!
آخرين كلمات يك معلم رانندگي: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين كلمات يك ملوان: من چه ميدونستم كه بايد شنا بلد باشم؟
آخرين كلمات يك ملوان زيردريايي: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين كلمات يك نارنجك‌انداز : گفتي تا چند بشمرم؟

+نوشته شده در جمعه 1 شهریور1387ساعت0:49توسط <-kamran...s-> | |

توصيه هاي ايمني را جدي بگيريد

هم‌كلاسي گرامي:

اين‌كه با وجود اين لب‌هاي شتري و چشماي وق‌زده و پوست مثل ته‌ديگ عدس‌پلو، زحمت زدن يه رژ لب هم به خودت نمي‌دي، بخاطر زيبايي سادگي شما نيست، اعتماد به نفس كاذب متاسفانه معضل بزرگي‌ست!


همكار محترم:

درست است كه چند روزي تا عيد مانده ولي اگه فقط اين‌بار ناپرهيزي كنيد و چند روزي زودتر حموم برويد، بنده شخصا تضمين مي‌نمايم كه به هيچ‌كدام از قوانين فيزيكي و شيميايي عالم برنمي‌خورد.

ضمنا يه چيزاي دسته‌داري معمولا جلوي آينه حمام يا دست‌شويي مي‌گذارند كه سرشون پرز دارد، سالي دو سه بار از اينا بكشيد به دندانتان، اعضاي شركتي رو از نگراني مي‌رهانيد.

مُرديم بس‌كه از دهن نفس كشيديم!


دوست‌دختر عزيز:

در وجود ما چيزي به نام غيرت وجود ندارد و چند سالي هست كه نه تنها من، بلكه روي هيچ پسري اين آپشن بصورت ديفالت نصب نمي‌شود. هم شوما مي‌داني چه خبر است و هم ما بهتر از شوما اين جاده‌هاي خاكي رو طي كرده و انتهاي پيچش هم شاشيده‌ايم، فلذا احتياجي به اين گوشه كنايه‌ها و تيكه‌ها نيست، همين كه هروقت من در دسترس بودم و خانواده در دسترس نبودن، شوما در دسترس باشي ما رو از اين دوستي كفايت مي‌كند!

دوره فعلي زمانه حق انتخاب‌هاست، هركدام‌تان كه براي اين دو سه ساعت‌هاي روزهاي فرد، كمتر اذيت كند و توقع [مالي و معنوي] پايين‌تري داشته باشد و البته ديرتر دل آدم را بزند، شانس بقايش بيشتر است.


پدر بزرگوار:

رمز ماهواره 1353 است. بجاي اين‌كه هي اول و آخر شماره تلفن‌هاي خونه و موبايل‌هاي‌مان را چك كني بهتره سال ازدواج‌تان را يادتان باشد.

ضمنا مولتي‌ويژن و ايكس‌ايكس‌ال از كانال 777 به بعد مرتب چيده شده‌اند، قبلش با من هماهنگ كنيد تا هم وقتتان را الكي صرف ديدن اين تلفني‌ها نكنيد، هم صبح موقعي كه جلوي تلويزيون خوابتان برده است، مادري را شگفت زده ننمائيد!


مادر مهربان:

وياگرا گران است، اين قرص ترامادول و كلوميپرامين را كه توي كشوي ميزمان پيدا كرده‌ايد مصرف ديگري دارد!! انقدر مات و مبهوت در خانه ما را نظاره نكنيد.


استاد ارجمند:

درست است كه خير سرمان فوق ليسانس مي‌خوانيم ولي "رياضي1" را چهاربار افتاديم و "رياضي2" را از جلويي نوشتيم، "معادلات" را با استاد، نقدي حساب كرديم و "محاسبات" را به زور پروژه پاس كرديم و برگه سفيد "آمار و احتمالات" ام را هم خودم نمي‌دانم چجوري 10 شد و رياضي مهندسي را هم بعد از سه بار افتادن "معرفي به استاد" كرديم. فلذا بسط مك لورن و سينوس هيپربوليك و معادله سهمي كه سهل است، سينوس30 درجه را هم با ماشين‌حساب مي‌زنيم، پس عاجزانه درخواست داريم فعلا از ما يكي بكشيد بيرون تا ببينيم براي آخر ترم چه گِلي مي‌توانيم به سرمان بگيريم.

 


                                 اوووووووووووووه اس ام اس

جوكهاي كمي تا قسمتي +18 فقط براي لبخند و ديگر هيچ

 

غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟
ميگه من ساير بستگانم !


ميدوني بازيافت زباله يعني چي؟ يعني به احمدي نژاد براي بار دوم راي بدي


الاغه ميره جنگل داد مي زنه : من شير مي خورم ، پلنگ مي خورم ، ببر مي خورم . يهو شيره يه نعره مي كشه . الاغه ميگه البته خيلي وقتها هم گ... زيادي مي خورم


يه مرده با يك پليس زن ازدواج مي كنه ، شب اول 7 بار جريمه ميشه
1.سرعت زياد
2.عدم استفاده از كلاه ايمني
3.تخريب عوارضي
4.عبور از چراغ قرمز
5.ورود به عبور ممنوع
6.نصب وسايل اضافه در زير خودرو !
7.عدم توجه به فرياد هاي پليس !


غضنفر داشته تعريف مي كرده ميگه : سال 49 با دو نفر دعوام شد . ! البته دقت داشته باشيد سال 49 ، 2 نفر خيلي زياد بود ها !


به قزوينيه ميگن انسان رو تعريف كن
ميگه: انسان
جسمي است زائد كه فضاي اطراف ك..ن را اشغال كرده !


تركه و رشتيه ميرن جهنم . رشيته مي پرسه چه جوري مردي؟ تركه ميگه از سرما تو چي ؟
ميگه من از تعجب ! رفتم خونه ديدم زنم خوابيده همه جا رو گشتم ، توي اتاق ، زير تخت ، توي انباري ، توي كمد ، خلاصه ديدم هيچ كس نيست از تعجب سكته كردم
تركه گفت : خاك بر سرت اگه توي فريزر رو مي گشتي نه من مي مردم نه تو !


رشتيه داشته فيلم سكسي ميديده و ذكر مي گفته . بهش مي گن چرا ذكر ميگي ؟ ميگه : آخه زنم اولين باره رفته جلو دوربين دعا مي كنم خراب نكنه .


به علت تورم فزاينده ي امسال ، نام امسال به " فشار ملي و تحمل اجباري " تغيير كرد !


رشتي با احساس از زنش ميپرسه شب عروسيمون يادت مياد زن:آره, چقدر جات خالي بود


دير كردن بهتر از هرگز نكردن است
پليس راه قزوين !


به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار!


از غضنفر مي پرسن دوست داري چه جوري بميري؟ مي گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهاي اتوبوسش در ترس و وحشت!


غضنفر ميره بنگاه معاملات ملكي. بهش ميگن ما يه خونه داريم كنار راه آهنه سر و صداش زياده ولي بعد از يه هفته عادت ميكنه.
 ميگه ايرادي نداره! اين يه هفته رو ميرم خونه ي داداشم!!


حافظ و دختر لر: گفتم غم تو دارم / گفتا سي چه برارم / گفتم كه مال من شو / گفتا بوات درارم / گفتم ز مهر ورزان رسم وفا بياموز / گفتا بالنك كاله چشيات درميارم


به رفسنجاني مي گن كجايي؟ پيدات نيست؟ ميگه دارم بكوب برا رهبري درس مي خونم!


3 خصوصيت پسر ايراني
1.چشمك جز تيك
عصبيشه

2.هفته اي يك بار شكست عشقي مي خوره
3.دوست داره طرف مال خودش باشه ، خودش مال همه !!!


نغمه ي كودكان رشت:
باز مامان با افاده ، صبح زود آمد به خانه
شب نبوده پيش بابا ...

كودكي 10 ساله بودم ،
مامانم من را فرستاد توي جنگل هاي گيلان
دنبال مرغانه بودم
چون كه برگشتم ز جنگل ، چند عمو در
خانه ديدم !!


موبايلتو چيكار كردي هر چي زنگ مي زنم ميگه گوسفند مورد نظر با گله مي باشد


بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: كتك


در 3 جا حرف هارو نبايد باور كرد
1.حرف هاي پاي منقل رو
2.حرف هاي پاي منبر رو
3. حرف هاي توي
بغل رو


پندي از يك داغ ديده: هرگز به علامت آبي و قرمز روي شير توالت اعتماد نكن!


سلام, خوبي؟ ببخشيد بي موقع مزاحم شدم يه سوال فني داشتم, به نظر شما كمك فنر ماشين بيگلي بيگلي چي بود كه گوريل انگوري روش مينشست؟


به من بي  اس ام اس  كمك كنيد ، الهي خير از گوشيت ببيني ، اجرت با مخابرات


انجير رو به غضنفر نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش كنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابي!!!


مي گن وقتي يه خوشگل به آسمون نگاه مي كنه، ستاره ها براش چشمك مي زنن و لذت مي برن! يه وقت تو به آسمون نگاه نكني گند بزني به حالشون!


يه ضرب المثل چيني مي گه: اگه از دوران مجردي لذت نمي بري، ازدواج كن! اون وقت حتما از فكر كردن به دوران مجرديت لذت مي بري!


!غضنفر ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه


دانشمندان با استفاده از سلول هاي بنيادي "بيضه" توانستند سياست هاي اقتصادي دولت را شبيه سازي كنند! !


مي دوني چرا زنها بيشتر از مردها عمر مي كنند؟ . . . چون زن ندارن!


اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند


آخرين خبر از تيم ملي: كريم باقري به عنوان مترجم علي دايي انتخاب شد


غضنفر مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه . غضنفر هم ميگه دادين كه مي خواين؟


ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس كه غضنفر بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار


مشترك گرامي:مثانه ي شما پر شده است لطفا هر چه سريعتر نسبت به تخليه ي آن اقدام نماييد. ( سازمان كنترل نا محسوس شب ادراري )


مداح: چراغ ها رو خاموش كنين ببرمتون كربلا, چراغ ها رو كه روشن ميكنن ميبينه همه ساك به دست وايستادن, ميگه شما تركين؟ ميگن نه, ما لريم, تركا تو اتوبوسن


لره از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود


زندگي بدون عشق يعني شلوار كردي بدون كش


اگه ميدونستي دستاي يخ من چقدر محتاج دستاي تو هست هيچ موقع اونا رو تو دماغت نميكردي بيشعور

به دليل زياد بودن دختران دم بخت گره زدن سيزه تا ۲۰ فروردين تمديد شد


غضنفر زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!


اين جمله رو به فارسي ترجمه كن

with carpet rice with fish what

.
.
.
.
.
جواب: باقالي پلو با ماهيچه


خيلي خوشيم تو هم همش ارتحال

متن اطلاعيه راه و ترابري براي رحلت جانگداز :

 

انّا لله و انّا اليه راجعون (صداي گريه !)

 

روح جمال ، به شمال پيوست ! (صداي گريه !)

 

ملت سراسر عزا و سوگوار ايران اسلامي ! (صداي گريه !)

 

مگر امام در دريا غرق شده كه شما در سالگرد رحلت جانگداز همه تان ميرويد شمال ؟! (صداي گريه !)

 اكنون كه با دلي شاد و قلبي اميدوار و باطني آسوده به شمال ميرويد لطفاً كمربند ايمني تان را هم ببنديد ! (صداي گريه !) وضع جاده ها بسيار خراب بوده بطوريكه محور قزوين رشت كاملاً مسدود است ! (صداي گريه !) از سبقتهاي بيجا خودداري نموده و ... (صداي گريه !) ... كوفت ! بگذاريد ما حرفمان را بزنيم بعد گريه كنيد ! (صداي گريه !) مي گفتيم كه از سبقتهاي بيجا خودداري نموده و ... (صداي گريه !) ... مسخره ها در جاده از هم سبقت نگيريد اه ! (صداي گريه !) در صورت تخلف ... (صداي گريه !) ... ما ماشينهاي شما را به پاركينگ ميبريم ! (صداي شيون و فغان زياد و همه به سر و سينه خود مي كوبند و چند نفر هم غش ميكنند !) سفر بخير همسفر ! (صداي گريه !) لطفاً به تابلوهاي راهنما در جاده حتماً توجه بفرمائيد ! (صداي گريه !) حالا كي ميخواهيد برگرديد به سلامتي ؟! (باز هم صداي شيون و چند نفر غش ميكنند !) هواي شمال اين چند روزه خيلي گرم است و ... (صداي گريه !) ... و ... (صداي گريه !) ... زهرمار ! خلاصه اينكه هوا خيلي گرم است ! (صداي گريه !) طبق آخرين گزارشات واصله هجوم جمعيت بسياري از سيستمهاي مديريت شهري را مختل كرده تا جائيكه هم اكنون در بابلسر آب شهري هم قطع گرديده است ! (مردم با شيون و فغان توي سر خودشان ميزنند و گريه ميكنند !) لطفاً از وسط جاده سه تا آفتابه آب هم با خودتان بياوريد ! (صداي گريه !) شما را به شكيبائي در رانندگي دعوت نموده و ... (صداي گريه !) ... دعوت نموده و ... (صداي گريه !) ... الهي همه تان بميريد كه نميگذاريد ما حرفمان را بزنيم ! (صداي خنده !) شمارو به حضرت عباس اين صداي ضبط ماشينتان را هم يك كمي كمتر بنمائيد ! (صداي شيون و واويلا !) ناسلامتي رحلت است ! (بازم صداي خنده !) برادران بسيجي شمالي اينروزها با مسافرين بدجوري برخورد ميكنند ! (صداي گريه و چند نفر ديگه هم غش كردند !) آخه شما كه ميدانيد اينجور موقعها شمال انگار كه ارث پدرشان باشد ! (صداي گريه !) اگر وضع همينجوري ادامه پيدا كنه ما مجبور ميشويم هفته ديگر را هم تعطيل اعلام كنيم كه تازه شماها بتوانيد برگرديد ! (صداي گريه قطع ميشود !) يادمان باشد سال آينده در سالگرد رحلت ما چندتا جاده ديگر هم به شمال بكشيم ! (صداي گريه !) حالا شما بنزين از كجا مي آوريد كه ... (صداي گريه !) ... كه ... (صداي گريه !) ... پدرسگها نكنه شما هم دم پمپ بنزينها كاسبي ميكنيد همه تان ؟! (صداي گريه !) چرا ما در اين سي ساله هر كاري ميكنيم كه شماها را بچپانيم توي خانه هايتان نميشود ؟! (صداي گريه !) به گمانم ما اگر شماها را توي بطري هم بكنيم باز كار خودتان را ميكنيد ! (صداي گريه !) آخه لامذهبها چنان ريخته ايد بيرون انگار كه رفراندوم نه گفتن به نظام باشد ! (صداي خنده و خوشحالي فراوان چند نفر ايندفعه از خنده غش ميكنند !) آخه اگر يك هزارم شماها را ما داشتيم تا حالا سه هزار دفعه گفته بوديم مسافرت مردم به شمال رفراندوم مشروعيت نظام است ! (صداي گريه !) چرا شما اينقدر به ما ضد حال ميزنيد ؟! (صداي گريه !) وقتي برگشتيد ما چند نفر ديگر را بالاي تپه هاي سنندج و مهاباد و كرمانشاه خودكشي ميكنيم تا حال همه تان را بگيريم ! (صداي گريه !) ببين كي گفتم ! (صداي گريه !)

 

خوش باشید

پیشی

+نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت16:45توسط <-kamran...s-> | |

تلافي اس ام اس يه دختر و نتايج آن

چند وقت پيش يكي از دختراي همكار برام يه اس ام اس فرستاد با اين مضمون (حالا نگين تو كه قبلا گفتي يه جا كار مي كني كه زنا رو راه نمي دن چون حقيقتش من چند جا كار مي كنم )
اس ام اس اين بود :
خيلي بي معرفتي ، خيلي نامردي ، خيلي بي معرفتي ، خيلي بي جنبه هستي ، آخه نامرد بايد از رو چي توز بفهمم موتور خريدي ؟!!!!!
منم بر اساس تجربه قبلي و تذكري كه دوستان بهم داده بودن تصميم گرفتن اين سري قاطعانه تلافي كنم براي همين هم من هم براش يه اس ام اس فرستادم كه :
پنج روش آدم شدن 1...2...3...4...5...بي خود نگرد تو آدم بشو نيستي
دختره هم كه نمي خواست كم بياره يه اس ام اس فرستاد كه :
خيلي ببخشيد..شرمنده مثل اينكه موقع بدي مزاحم شدم..فقط مي خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو كجا گذاشتي؟!!!
منم كه ديدم نه بابا طرف روش كم نمي شه دوباره يه اس ام اس فرستادم با اين متن :
به جاي آب دوست داشتم جيگرتو بخورم
ولي حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر كنم!
اونم نامردي نكرد دوباره فرستاد كه :
اسمت رو گذاشتم گل، گفتم پژمرده مي شي.
اسمت رو گذاشتم خورشيد، گفتم غروب مي كني.
اسمت رو گذاشتم خر، تا لااقل بارم رو ببري!!!
منم كه تازه موتورم گرم شده بود اومدم اس ام اس بعدي رو بفرستم كه يهو ديدم همين دختره داره زنگ مي زنه دستپاچه جواب دادم بله!يهو ديدم يه صداي كلفت نخراشيده اي بدون هيچ مقدمه اي شروع كرد به بد و بيراه گفتن كه فلان فلان شده تو مگه خواهر مادر نداري مي خواي جيگر دختر مردم رو بخوري مي دم چوب تو .... بعدم شروع كرد به تهديد كه بيا فلان جا كارت دارم !!! اگه .... داري بيا اگه نياي خودم شمارت رو دارم آدرست رو گير ميارم ميام اونجا ....
خلاصه خيلي گير داده بود كه من يه جا باهاش قرار بذارم برم پيشيش ! منم هر چي معذرت خواهي و اشتباه شده و از اين جور حرفا فايده نداشت نمي دونستم برادرشه يا پدرش ولي هر كي بود صداي دلخراشي داشت خلاصه بعد چند دقيقه ارائه انواع فحشهاي ركيك تلفن رو قطع كرد منم كه فقط دست و پام مي لرزيد تا شب هزار جور فكركردم .با خودم گفتم برم يه جا يه مدت خودم رو گم و گور كنم ولي ديدم فايده نداره خلاصه صبح روز بعد دوباره شماره دختره زنگ زد با خودم گفتم اين دفعه اگه راه داده معذرت خواهي وگرنه ديگه خدا رحم كنه خلاصه گوشي رو جواب دادم ديدم خود دختره بود و كلي معذرت خواهي و بعدم رك و راست گفت كه ديروز منتظر دوست پسرش بوده مي خواسته تا اون نيومده يكم وقت كشي كنه ديده كي بهتر از ما !!! بعدم كه اون پسره سر مي رسه! البته گفت كه يه جور سر و ته قضيه رو هم آورده !
بله !به قول يكي از دوستان مثل اينكه اين دختر خانم ما رو زاپاس مي خواسته ! منم براي خودم هزار تا فحش گذاشتم كه فلانم و فلان اگه يه بار ديگه به اس ام اس يه دختر جواب بدم .
منبع : وبلاگ طنز نوشته هاي يك پير پسر


جوك و اس ام اس براي لبخندي كوتاه

مرغه به شوهرش ميگه: سركوچه بهم ميگن رونتو بخورم سينه تو بخورم,خروسه ميگه نگران نباش احمدي نژاد كاري كرده كه تُخمِت را هم نمي تونن بخورن


غضنفر با دوستش داشتن با ماشين توي جاده ميرفتن كه يه گله گوسفند از جلوشون رد شد.
دوست غضنفر ازش پرسيد : اگه گفتي تعداد گوسفنداي اين گله چند تاست ؟
غضنفر بلا فاصله جواب داد : هفتصد و چهل و نه تا !
دوستش با تعجب از غضنفر پرسيد : اخه چطوري با اين سرعت تونستي اينهمه گوسفندو بشمري ؟
غضنفر جواب داد : خيلي راحت. چون پاهاشون رو شمردم و تقسيم بر چهار كردم !


يه روز غضنفر ميره بانك تا چكش رو نقد كنه. بانكيه بهش ميگه چك سيباس؟ غضنفر جواب ميده نه! مال گردوهاي پارساله.


غضنفر مغازه ســـوتين فروشي زد بعد از مدت كمي
مغازش رو تعطيل كردند
روي شيشه مغازش زده بود : " با نصب رايگان!!!!


احمدي نژاد در سال 1392:
من شريف بزرگ شدم! من نه استاندار بودم، نه شهردار و نه رييس جمهور ... من اشتباهي بودم.


به احمدي نژاد گفتند تو كه اينقدر كرامات داري چرا ادعاي پيامبري نمي كني؟ براي اين كار كافيست چند روز در غار سر كني و بعد بگويي جبرئيل را ديده اي و پيامبر شده اي!

او هم رفت و در غار نشست ولي فردا با سرو كله ي خونين در بيمارستان بود. مشاورانش گفتند چه اتفاقي افتاده؟ جبرئيل را ديدي؟

گفت: نه نتوانستم ببينم چون با قطار آمد و رد شد!


سالروز تولد يگانه منجي عالم  مستي، اختر تابناك عيــش و نوش و عشق وحال، محمد بن زكرياي رازي بر همه ي الــكل دوستان مبارك


غضنفر آشغال ميره تو چشمش ساعت 9 مياد دم در!


گله مي‌كرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطه‌مان ايميلي
حيف از آن رابطه‌ي انساني - كه چنين شد كه خودت مي‌داني

عشق وقتي بشود دات‌كامي - حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را - برده يا دات‌نت و دات‌ارگ تو را

بهرت اي‌ميل زدم پيشترك - جاي سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگين است - به درك گر غم سنگين است

به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم - كه به اين رابطه هم بي‌ميلم

مرگ ليلي نت و مت را ول كن - همه را جاي OK كنسل كن
OFF كن كامپيوتر را جانم - يار من باشد و ببين من ON ام

اگرت حرفي و پيغامي هست - روي كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد - خط تو لطف مكرر دارد

خسته از Font و ز Format شده‌ام - دلخور از گردالي @ (ات) شده‌ام

كرد ريپلاي به ليلي مجنون - كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد - هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد

زودتر پيش تو خواهم آمد - هي مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي - ديگر از من نرسد ايميلي

نامه‌اي پست نمودم بهرت - به اميدي كه سرآيد قهرت...


مردي مي‌خواست زنش را طلاق دهد. دوستش علت را جويا شد و او گفت: اين زن از روز اول هميشه مي خواست من را عوض كند. مرا وادار كرد سيگار و مشروب را ترك كنم. لباس بهتر بپوشم، قماربازي نكنم، در سهام سرمايه‌گذاري كنم و حتي مرا عادت داده كه به موسيقي كلاسيك گوش كنم و لذت ببرم! دوستش گفت: اين ها كه مي‌گويي كه چيز بدي نيست! مرد گفت: ولي حالا حس مي‌كنم كه ديگر اين زن در شان من نيست


از احمدي نژاد مي پرسن شما كه خيلي چيزها بلدين، بگو نخست وزير به انگليسي چي مي شه؟
مي گه :First And Under !!!


به جاي "اولا د" بگوييد:تسلي دل و آزار جان
به جاي "پرايد"بگوييد :ژيان تحت ويندوز

به جاي"توالت" بگوييد:زور خانه انفرادي
به جاي"خواب" بگوييد:عيش بي نوايان

به جاي "دكمه" بگوييد:بستني
به جاي"دماغ" بگوييد:نفس كش

به جاي"ديسكت" بگوييد:عشق تو جيبي
به جاي"سزارين" بگوييد:فني زاده

به جاي"سيم خاردار" بگوييد:ديوار تابستاني


غضنفر تصميم گرفت كه برادركوچكترش رو داماد كنه ورفت پيش ملاي محله تا قرار اجراي مراسم عقد رو بذاره
ملا ازش پرسيد كه : چه وقتي را براي مراسم عقد كنان در نظر گرفته اي ؟
غضنفر پاسخ داد : هفته اينده. ملا هم گفت : ( بسلامتي)
غضنفر هم بي اختيار و روي عادت پاسخ داد : ( نوش جان ! )

نيروي انتظامي مي‌ريزه خونه غضنفر، اون هم با منقل مي‌پره تو استخر. ميگه از اينجا به بعدش ديگه به شما ربطي نداره به نيروي دريايي مربوط ميشه.

يه گنجشكه با موتور تصادف ميكنه از هوش ميره ،وقتي به هوش مياد ميبينه تو قفسه ،تو سرش ميكوبه ميگه واي ي ي بيچاره شدم ، موتوريه رو كشتم حالا به جرم قتل محاكمه مي شم!

يه خسيس تو خواب ميبينه به فقير 1000 تومان داده وقتي بلند ميشه ميگه ، عجب كابوسي بود!

غضنفر دوست دخترشو ميبره تو يه كوچه خلوت و بهش ميگه بيا كار بد بكنيم.دختره هم كه دل تو دلش نبوده با ناز ميگه:مثلا چيكار؟غضنفر ميگه بيا زنگ بزنيم و فرار كنيم

تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي كنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد

غضنفر ميره دزدي ، صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه اونجا؟ غضنفر ميگه گربه است : بععععععععععععععععع

غضنفر نفس زنان از حجله مياد بيرون ميگه :  اي واي پرده كه نبود برزنت بود ! نيم ساعت بعد عروس مياد بيرون ميگه : خاك بر سر نزاشت گنمو در بيارم !

اصغر پشت وانتش مي نويسه : رسواي عالم مادر ... به دنبالت ميگردم پدر .

جارو برقي با اين كه مي دونه زباله راه نفسشو مي بنده بازم هورتش ميكشه .
.
.
.
.
.
.
.
جارو برقيتم آشغال !

مي دوني فرق بيل آهني با چوبي چيه ؟
.
.
.
.
.
نمي دوني ؟
.
.
.
.
.
.
عيبي نداره از يه افغاني ديگه مي پرسم

من همين الان بالاي يه برج 30 طبقه ايستاده ام .با كسي هم شوخي ندارم ..جديه جدي

اگه بدونم دوستم نداري همين الان ..از اين بالا ...خودمو

با آسانسور مي رسونم طبقه پايين

اگه شبا خوابت نمي بره
اگه يه چيزي هست كه مدام سكوت شبانه تو به هم مي ريزه
اگه يه كسي مدام تو گوشت نجوا مي كنه
اگه كلافه ميشي از اين همه نجوا و بي خوابي هاي شبونه
خوب ميدوني مشكل چيه؟؟
:::::::
:::::::
:::::::
باز پنجره رو واز گذاشتي ..پشه اومده تو اتاق

معلم: به شخصي كه با وجود عدم علاقه حاضرين، به حرف زدنش ادامه ميده چي ميگن؟
شاگرد: بهش ميگن معلم

غضنفر ميخواسته بخوابه دوتا جا ميندازه، ميگن چرا دوتا جا انداختي، ميگه آخه دو شبه كه نخوابيدم

 

خزر براي روسيه، پول نفت براي لبنان، پول گاز به نفع هند، حساب ذخيره ارزي 0 ،تورم 40 % و بالا ترين نرخ توررم در خاور ميانه، و ديگر هيچ!!!!

به به،به به ...محمود شصت چي


ميدوني سردره مطب جراحي پلاستيك چي نوشته؟ نوشته شده لولو تحويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم.


يكي به رفيقش مي گه: شنيدم تو ظرف شستن به زنت كمك مي كني؟ زن ذليل!

اون يكي مي گه خب مگه چيه. اونم تو رخت شستن به من كمك مي كنه.


يه روز غضنفر عصباني ميشه به شكمش ميگه: چقدر من كار كنم تو بخوري؟
شكمش جواب ميده ميخواي من كار كنم تو بخوري.


خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟
ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران!
ميگه پس دانشجوها كجان؟ ميگن اگه منظورت روشنفكرا و دانشمنداس برو زندان اوين.
ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟
ميگن زكي، پس مملكت رو كي اداره كنه؟


آخونده توي اتوبوس كنار راننده ميشينه شوخيش گل ميكنه به راننده ميگه شما راننده ها كه هميشه تو جاده هستيد از كجا ميدونيد كه بچه هاتون از خودتونن؟ رانندهه ميگه 2 سال صبر ميكنيم اگه شبيه خودمون شد كه هيچي وگرنه ميفرستيمشون حوزه علميه.


به خاطر فيلم ضد ايراني سيصد، عدد 300 از رياضي ايران برداشته شد و به اين شكل درآمد: 299 ـ گل محمدي ـ 301


غضنفر تو جاده داشته رانندگي ميكرده، يهو ميبينه يه كاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره. رفيقشو صدا ميكنه ميگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين.


غضنفر ميره ساندويچي ميگه: يه نون اضافه با يه نون اضافه بدين!


غضنفر منچ بازي ميكنه ماره نيشش ميزنه


نونوا به غضنفر ميگه بگو كسي پشت سرت واينسه كه نون نيست. غضنفر هركي مياد ميگه برو جلوي من وايسا كه پشت سرم نون نيست!!


3 نفر ميميرن . خدا گفت اولي بره بهشت . دومي بره جهنم . سومي بره طويله !!!
پرسيدن چرا ؟
خدا گفت :اولي زن داشت دنيا براش جهنم بود . دومي مجرد بود ، دنيا براش بهشت بود . سومي زنش مرد ولي خاك بر سر بعدش رفت يه
زن ديگه گرفت !!!


اگه خسته اي: به من تكيه كن
اگه تنهايي: بيا پيشم
اگه بي پناهي: پناهتم
اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد !

 

تا بعدی بهتر

پیشی

+نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت13:28توسط <-kamran...s-> | |

 

 

اول

میخوام به همون لحنی که میدونی بهت بگم

کامران عاجقتممممممممممممممممممممم

دوم

طنز : اطلاعیه و شروط یک آقا برای ازدواج

از کلیه دوشیزگان قدبلند زیباروی واجد شرایط زیر تقاضا داریم تقاضانامه‌ها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پیغام در قسمت نظرات یا به وسیله ایمیل به نشانی بنده بفرستند.

بدیهی است پس از انجام بررسی‌های کامل، نام افراد دارای صلاحیت به وسیله همین تریبون اعلام خواهد شد

نکته: ما تو کارمون پارتی بازی نداریم، یعنی لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه یا پیغام خود بپرهیزید و هی نگید ما فامیل فلانی هستیم

شرایط پذیرش

1. سن بالاتر از 18سال و کمتر از 22سال باشد.

2. قد کمتر 165سانتیمتر و بالاتر از 175سانتیمتر نباشد.

3. افراد خیلی ترکه‌‌ای و زیادی چاق قابل پذیرش نیستند. (چون من حوصله رژیم چاقی و کلاس لاغری ندارم)

4. هر وقت من خواستم می‌ریم هر رستورانی که من گفتم. آبگوشت، کوفته، کله‌پاچه و میرزاقاسمی با کلی سیرترشی دوست دارم.

5. اهل کادو خریدن و هر روز لاو ترکوندن نیست
6.اگر خدای نکرده، زبانم لال، خدا اون روز زو نیاره که ازدواج کردم و وبال گردنم شدی، مامانم اینا و مامانت اینا نداریم. خوشم نمیاد.

7. عمراً نفقه بدم. چهارده‌تا هم بیشتر مهر نمی‌کنم.

8. باید یک جایی کار کنی، یک کاری هم واسه عصر من گیر میاری چون حوصله مسافرکشی و رانندگی ندارم

9. بابات باید پولدار باشه تا من در صورت لزوم بتونم بتیغمش.

10. پول اضافی ندارم بایت پوشک کامل بچه بدم. می‌ری کهنه و لاستیک می‌خری، خودت می‌شوری.

11. به مامانت می‌گی سیسمونی خوب بیاره

12. باید خوشگل باشی چون پول واسه لوازم آرایش نمی‌دم.

13. موهای وزوزی نباید داشته باشی، چون نرم‌کننده ایرانی الآن شیشه‌ای هزار تومن شده.

14. موهای خرمایی و مشکی رو ترجیه می‌دم.

15. نباید ورزشکار باشی چون قدرتت خیلی زیاد می شه !.

16. اگه سر کار بری یا کاری داشته باشی نباید دیرتر از 5 خونه باشی.

17. از الان باید کلاس آیروبیک بری تا چندسال دیگه بد هیکل نشی، پولشم از بابات بگیر. من 10سال دیگه زن شکم گنده نمی‌خوام

18. باید فال قهوه بلد باشی بگیری، چون من دوست دارم.

19. مانتوی تنگ نمی‌پوشی.

20. دوستات رو هم هر روز نمیاری خونه. فهمیدی.

21. یک ماشین ظرف‌شویی هم قاطی جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه.

22. لازم نیست واسه یک خونه 50متری، جاهاز خونه 200متری بخری.

23. من مبل تختخواب شو دوست دارم

حالا در خدمتیم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

به نظر شما شرطی مونده ؟

+نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت21:17توسط <-kamran...s-> | |